شاعران ۱
چهرههای مرتبط با جستوجوی شما
آثار ۳۶
آثاری که با عبارت و فیلترهای شما همخواناند
ای دوست! حقیقت شنو از من سخنی
زاهد نکند به زهدْ سود ای ساقی
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
چون فارغی ای دوست ز هر اسراری
تا کی غمِ آن خورَم که دارم یا نه
از آتش و آب و باد و خاکیم همه
یک جُرعه مَیِ کهن، ز ملکی نو بِهْ
ای خواجه! بدان کین فلکِ بیهُدهْ دو
قومی متحیّرند در کویِ یقین
اسرار فلک را نه تو دانی و نه من
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
زآن پیش که از زمانه تابی بخوریم
زهر است غم جهان و مَی تریاکم
دشمن به غلط گفت که من فلسفیام
هان تا ننهی ز دست یک ساعتْ جام
از جِرم گِلِ سیاه، تا اوجِ زُحَل
ایّامِ زمانه از کسی دارد ننگ
بسیار تحیُّر است در دَوْرِ فلک
از آمدهها تُرْش مکن چهرۀ خویش
در کاس تو جرعهای اگر هست، بکش
مرغی دیدم نشسته در مشهدِ طوس
ای پیرِ خردمند! بگَهتر برخیز
آنی که نبودت به خور و خواب نیاز
چرخا! فلکا! نه عقل داری، نه بصر
سنّت بکن و فریضۀ حق بگزار
در پشتِ من، از زمانه توُ میآید
در دهر، چو آوازِ گُلِ تازه دهند
چون قاعدۀ وجودِ ما بنهادند
ز آن گه که نهادِ خلق بنهادستند
هم دانۀ اومید به خرمن مانَد
این چرخ، چو آسیا بر آسوده نشد
گفتم که دلم ز علم محروم نشد
حَیّی که بهقدرت سر و رو میسازد
از گردش تو ای فلکِ گَردا گَرد
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
کس مشکل اسرارِ فلک را نگشاد
ابیات و سطرها
جستوجوی Full‑Text در متن شعر و نثر
